ببینید فتوای کسانی را که مذهب خود را از اهل بیت (ع)نگرفته اندو به بیراهه ظلمت دچار شده اند.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
با سلام خدمت همه دوستان
چند
روز قبل وقتی به یکی از سایتهای وهابی سر زدم دیدم تایپیکی دارند بنام
انتقاد از احادیث شیعه و یک مشت مزخرفات را سرهم کرده و بخیال خود فتح
الفتوح کرده اند بنده هم تعدادی از احکام فقهی از کتب خودشان را برایشان
ارسال کردم که در زیر میبینید و هیچگونه پاسخ و اظهار نظری تا بحال که
نکرده اند اگر خبری شد در همینجا ذکر خواهم کرد.
یا علی
با عرض معذرت از تمامی دوستان بخاطر زشتی و رکیک بودن این احکام ولی تماما با سند و نزد اهل سنت معتبر هستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند:
إِنِّی
تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ (کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی) مَا إِنْ
تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا
همانا من
ترک می کنم شما را در حالیکه دو چیز گرانقیمت در نزد شما باقی می گذارم.
قرآن و عترت. تا زمانیکه به آن دو تمسک جسته اید هرگز بعد از من گمراه نمی
شوید.
این حدیث شریف به صورت متواتر در کتب شیعه وسنی وارد شده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این حدیث شرط استقامت در راه حق و عدم
گمراهی را تمسک به قران و عترت می دانند. ولی متاسفانه کسانی که در طول
تاریخ خود را "اهل سنت" و پیروان سنت نبوی خوانده اند به قران و عترت تمسک
نجستند. و همین مساله موجب شده است که در لجن زار گمراهی و ضلالت غوطه ور
شوند. فتاوای عجیب و غریب و مضحک ایشان دلیل و گواه روشن و واضحی بر ضلالت
ایشان می باشد که ما بخشی از آنها را در اینجا بیان می کنیم:
مرد بزرگسال با خوردن شیر مَحرَم مى شود !!
اهل
سنت طبق روایت مضحک و دروغی که در کتب خود راجع به شیر دادن مرد بزرگسال
نقل کرده اند فتاوای عجیب و غریبی داده اند. روایت جعلی که نقل کرده اند
میگوید:
پس از نزول آیه چهارم و پنجم سوره أحزاب که در آن خداوند
پسر خوانده را همانند فرزند واقعى ندانسته و فرمان مى دهد که آنان را
فرزندان پدران خودشان بدانید و باید حریم شرعى را رعایت کنید، مسلم و أبو
داود ونسائى و ابن ماجه ودارمى وبیهقى ومالک وأحمد و طبرانى ودیگران از
عائشه نقل کرده اند که گفت: زنى بنام سهله دختر سهل خدمت پیامبر(ص) آمد
وگفت: اى رسول خدا(ص) سالم فرزند خوانده أبو حذیفه است که در خانه ما است، و
من با سر برهنه و بدون پوشش در برابرش ظاهر مى شوم، احساس مى کنم ابو
حذیفه اینگونه دوست ندارد و ناراحت مى شود، چکار کنم؟
رسول خدا(ص)
فرمود: ازپستانت به او شیر بده تا مشکل حل شود، عرض کرد: او مردى بزرگ
وداراى ریش ومحاسن است چگونه او را شیر دهم؟ پیامبر لبخندى زد وفرمود: مى
دانم او خرد سال نیست بلکه مردى بزرگ و داراى ریش و محاسن است، او را شیر
بده با تو محرم شود و آنچه در ذهن أبو حذیفه است پاک مى شود. سهله از خدمت
پیامبر رفت و باز هم خدمت آن حضرت آمد وگفت: او را شیر دادم و خیال أبو
خذیفه را راحت کردم. (1)
ابن حزم و داود ظاهرى تحت عنوان «مذهب عائشه»
مى گویند: اگر مردى بزرگسال از پستان زنى شیر بنوشد حکم طفلى را خواهد داشت
که از پستانش شیر نوشیده است. (2)
شافعى نیز این حدیث را پذیرفته
است زیرا وى پس از نقل آن و طرح سؤالاتى پیرامون آن مى گوید: بنا بر نقل
أمّ السلمه این فرمایش رسول خدا(ص) مخصوص همان یک نفر یعنى سالم مولى أبو
حذیفه خواهد بود، چون شیر دادنى که موجب محرمیّت مى شود در باره طفل شیر
خواره است که لاأقل باید پنج نوبت و بدون فاصله از پستان زنى شیر بنوشد و
افراد بزرگتر از این قاعده خارج هستند. (3)
بیست سال دوران باردارى
أبو
حنیفه گفته است: اگر مردى بیست سال دور از همسرش زندگى کند و در این مدّت
رابطه اى با وى نداشته باشد و افرادى هم شهادت دهند که در مدّت بیست سال از
جمع آنان جدا نشده، سپس همسرش باردار شود فرزند در رحم متعلّق به همان مرد
است. همچنین اگر پس از بازگشت از سفر بچّه اى یکساله یا بیشتر در آغوش
همسرش دید، آن بچّه فرزند خود او خواهد بود. (4)
داشتن نُه همسر
فخر
الدین زیلعى حنفى فتوایى را با استفاده و استناد به آیه اى از قرآن کریم
از قاسم بن إبراهیم نقل مى کند که بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد نهُ
همسر در آن واحد داشته باشد.
وى مى گوید: خداوند ازدواج با دو زن را
با این جمله ( مثنى ) جایز دانسته است، و درادامه این جمله را ( ثلاث
ورباع ) با واو عطف که به معناى جمع است ذکر فرموده است، پس در این صورت
مجموع زنانى که براى انسان جایز است نُه زن مى شود. (5)
سپس مى گوید: نخعى و ابن أبی لیلى نیز چنین فتوایى را صادر کرده اند. (6)
از
این مهمتر سخن کسانى است که حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند
شوکانى به نقل از ظاهریّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسمیّه از فرق زیدیّه
ونظام الدین أعرج، او در تفسیر آیه: (فانکحوا ما طاب لکم من النساء) مى
گوید: گروهى از این آیه اینگونه استفاده کرده اند که در تعداد همسر هیچ
محدودیّتى وجود ندارد زیرا آیه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بیان
نفرموده است. (7)
چهار سال مدّت باردارىأحمد حنبل
معتقد است که دوران بار دارى بیش از چهار سال نیست، پس اگر مردى همسرش را
طلاق دهد یا به میرد و آن زن با شخص دیگرى ازدواج نکند وپس از گذشتن چهار
سال از وفات شوهر و یا طلاق، فرزندى به دنیا آورد، آن بچّه متعلّق به همان
پدر خواهد بود و عدّه طلاق هم تمام مى شود. (8)
یک بچّه و چند پدر!!!!!
أحمد
حنبل در فتوایى عجیب و غریب در مورد بچّه اى که دو نفر در باره وى ادّعاى
پدرى داشته باشند مى گوید: اگر هیچ یک از آن دو نفر دلیل و مدرک قانع کننده
اى نداشته باشند و یا دلیل و مدرک هر یک در تضادّ و مخالف دیگرى بود باید
آن کودک را بر کسى که قیافه شناس است عرضه کنند پس اگر او تشخیص داد که یکى
از آن دو پدر آن کودک است به آن یک نفر ملحق مى شود واگر تشخیص داد که هر
دو نفر پدر کودک هستند به هر دو ملحق مى شود و از هر دو ارث مى برد و آن دو
نفر هم از او ارث مى برند.
همچنین اگر بیش از یک نفر ادّعا داشته باشند، با تشخیص قیافه شناس به همه آنان تعلّق خواهد داشت. (9)
عجیب ترین فتوا
اگر
شخصی دخترش را که در مشرق زمین است برای مردی که در مغرب زمین است عقد کند
و پس از گذشت شش ماه این دختر صاحب فرزند شود. این فرزند از آن پدری است
که در مغرب زمین زندگی می کرد. حتی اگر چند سال گذشته باشد و این مرد و زن
هرگز به هم نرسیده و نزدیکی نکرده باشند.
و همچنین اگر کسى را از
لحظه عقد ازدواج به مدّت پنج سال زیر نظر نگهبانان زندانى کنند، سپس آزاد
شود و به منزلش برود و تعدادى فرزند در کنار همسرش ببیند همه آنان فرزندان
وى خواهند بود اگر چه فرصت یک لحظه دیدار و ملاقات با همسرش را پس از عقد
نداشته است. (10)
فتوا به حلال بودن زنا !
اگر
مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل
رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم
نمى زند.
این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى
نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى
که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى شد
معرّفى کرده است.(11)
ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید:
اگر
مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت
کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى
نخواهد داشت. (12)
أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار
داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهد بود و حدّ
زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد و
با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود. (13)
ازدواج پدر با دختر
فتواى
امام مالک و به تبع او شافعى در حلال بودن ازدواج پدر با دخترش که از طریق
غیر مشروع یعنى زنا به دنیا آمده باشد و همچنین با خواهر و دختر پسر و
دختر دخترش که به همین روش به دنیا آمده باشند از فتواهاى نادر روزگار است و
دلیلى که بر جواز آن نیز آورده است نادر تر از خود حکم و شنیدنى است.
وى
مى گوید: به این دلیل نکاح جایز است که این پدر و دختر شرعاً با یکدیگر
نسبتى ندارند و بیگانه هستند و چون از راه غیر مشروع متولّد شده است ارث
نمى برد و نفقه او هم واجب نیست. (14)
ازدواج با محارم
از
جمله فتواهاى نادر روزگار که مخالف قوانین ودستورات شرع مقدّس است فتاواى
ذیل است که ابن قدامه نویسنده صاحب نام آن را نقل کرده و مى نویسد:
ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و خاله و عمّه وغیر آنان به اجماع علماى اسلام باطل است.
ولى
دو تن از دانشمندان و فقیهان اهل سنّت یعنى أبو حنیفه وثورى گفته اند که
اگر چنین ازدواجى همراه با عمل زناشویى صورت گرفت موجب حد نمى شود، چون
ممکن است نزدیکى بجهت شبهه باشد یعنى خیال مى کرده است همسر خودش است ولى
اشتباه کرده است.
همچنین ازدواجى که حرمتش اجماعى است مانند: انتخاب
همسر پنجم با وجود داشتن چهار همسر یا ازدواج با زنى که شوهر دارد یا زنى
که در عدّه طلاق یا وفات بسر مى برد یا زنى که سه دفعه طلاق داده شده است
(بر مبناى فقه اهل سنّت) اگر هر یک از این موارد اتفاق افتاد ابوحنیفه مى
گوید حدّ جارى نمى شود. (15)
مالک و شافعی فتوا داده اند: نکاح و
ازدواج با دختر و خواهر و دختر فرزند و دختر برادر و دختر دختر جایز می
باشد. (المغنی ابن قدامة 7/485)
بازهم مجوّزى براى زنا
اگر
کسى زنى را به خدمت (اجاره) گرفت تا با وى زنا کند یا از زنان محرم خودش
کام بگیرد و بداند این عمل حرام است حدّ زنا بر وى واجب مى شود.
ولى اگر از زنان محرم خودش یکى را به کنیزى بگیرد و با وى نزدیکى نماید فتواى درست آن است که حدّ بر وى واجب نمى شود. (16)
همچنین
در فتوای یک از فقهای بزرگ اهل سنت و مفتی وقت مدینه منوره متوفای 212 ق,
دوست و همنشین مالک رئیس فرقه مالکیه آمده است: اگر کسی پولی به زنی بدهد و
با او زنا کند دیگر حدی بر او نیست ! (المحلی ابن حزم 11/251)
همین
فتوا را ابوحنیفه داده است که: اگر زنی برای کاری اجیر شود و با او عمل
زنا صورت گیرد و یا از اول برای زنا اجیر شود حدی بر هیچکدام از زن و مرد
نیست ! (المحلی ابن حزم 12/196)
اقامه دو شاهد دروغ !
در
کتاب الحیل از بخاری نوشته شده است که: بعضی گفته اذن ندهد دختر باکره خود
را تا با او ازدواج نماید پس می تواند حیله (نقشه) بزند و دو شاهد دروغ
اقامه کند بر اینکه آن دختر را با رضایت خود او عقد کرده است و به این جهت
قاضی حکم کند به صحت نکاح او و حال آنکه شوهر می داند که شاهدان دروغ گفته
اند. پس باکی برای او نیست که با آن دختر جماع کند و همین ازدواج صحیحی
است. (صحیح بخاری8/62)
جواز زنا با زن خدمتکار
ابن ماجشون از فقیهان مالکى مى گوید: اگر کسى با زنى که خدمتکار اوست زنا کند حدّ شرعى بر او جارى نمى شود. (17)
ملحق شدن بچّه به پدر اگر چه با همسرش نزدیکى نکرده باشد
اگر
مردى بازنى ازدواج کند و در همان مجلس عقد و در حضور شهود او را طلاق دهد
سپس آن زن بعد از گذشتن شش ماه فرزندى به دنیا آورد أبو حنیفه گفته است آن
بچّه متعلّق به همان مرد خواهد بود. (18)
تعصّب بى رحمانه
مشاهده
برخى از فتواها اعتقاد ما را به عدم صداقت مدّعیان پیروى از سنّت رسول
(صلى الله علیه وآله وسلم) بیشتر مى کند، از جمله فتواى بعضى از فقیهان
پیرو مکتب فقهى أبو حنیفه است که در آن ازدواج مرد حنفى را با زن پیرو
شافعى جایز نمى دانند و دلیل آن را این سخن امام شافعى دانسته اند که گفته
است: إن شاء اللّه من مؤمن هستم.
از این سخن بوى شکّ و تردید به مشام مى رسد و معلوم مى شود که در عقیده اش محکم نبوده است. (19)
شیر گاو و گوسفند و فتواى خواهر و برادرى
به
یاد داشته باشید که اگر چند نفر از شیر یک گوسفند استفاده کنند خواهر و
برادر رضاعى مى شوند و داستان محرمیّت و حرمت ازدواج دامنگیرشان خواهد شد !
شاید
در آغاز از شنیدن و خواندن این مطلب تعجّب کنید و به دنبال گوینده و صاحب
این فتوا باشید، و او را شخصى مجهول و بى اطلاع از احکام و دستورات شرع به
نامید.
ولى وقتى که گوینده این سخن شخصى مانند محمّد بن إسماعیل
بخارى صاحب و نویسنده معتبرترین کتاب صحیح اهل سنت باشد تعجّب شما بیشتر و
بیشتر خواهد شد.
این فتوا را سرخسى در کتاب مبسوط از قول بخارى نقل
کرده و خودش به جنگ وى رفته و مى گوید: اگر دو پسر بچّه ازگوسفند و یا گاوى
همزمان شیر به خورند حرمت رضاع و شیر خوارگى محقّق نخواهد شد، زیرا در
رضاع و شیرخوارگى نسب شرط است و بین انسان و حیوان نسبتى وجود ندارد. بنا
بر این خوردن شیر حیوان موجب تحقّق رضاع و حرمت چیزى نخواهد شد.
سپس مى گوید: همین فتوا سبب اخراج و تبعید بخارى از بخا را شد. (20)
جواز استمناء (خود ارضایی)
از
مجاهد نقل شده که گفته است: آنانکه پیش از ما مى زیسته اند پسران جوانشان
را به استمناء و همچنین دختران و زنان را به استفاده از وسیله اى براى خود
ارضایى وادار مى کرده اند تا از زنا دورى کنند. (21)
ابن جریح از عمرو بن دینار نقل مى کند که گفته است: مانعى در جایز نبودن استمناء نمى بینم. (22)
ثورى از عبّاد از منصور از جابر بن زید أبی الشعثاء نقل کرده است که گفت: تو صاحب منى هستى هر کجا خواستى آن را بریز. (23)
ابن
حزم گفته است: استمناء مرد همانند بازى کردن زن با فرجش مباح است وحرام
نیست، سپس به دو آیه از قرآن استدلال مى کند ومى گوید: خداوند در این آیه
فرموده است: (وقد فصّل لکم ما حرّم علیکم) و چون تفصیلى در باره استمناء
نیامده است پس جایز است. و نیز در این آیه که فرموده است: (خلق لکم ما فی
الأرض جمیعا). و در ادامه مى گوید: چون از مکارم اخلاق و فضایل نیست گروهى
از آن اکراه داشته و گروهى آن را جایز دانسته اند. (24)
ابن مفلح
(از علمای اهل سنت) می گوید: زن نیز مانند مرد می تواند چیزی شبیه آلت را
برای خود استعمال کند. سپس ادامه می دهد: استمناء عبارت است از کاری که به
واسطه آن منی از انسان خارج شود و امام احمد بن حنبل با وجود ورع و تقوایی
که داشت این کار را جایز می دانست. چرا که اینکار خارج کردن مواد زائد از
بدن است. لذا انسان می تواند هر وقت لازم بود اینکار را انجام دهد و اصل
وریشه آن به حجامت و رگ زنی برمی گردد !!! (مغنی ابن قدامة 3/87)
پاک بودن منی !
شافعی
(رئیس شافعیه) من را پاک می داند. به سبب آنکه خداوند در قران می فرماید:
"ما بنی آدم را گرامی داشتیم." پس چگونه او را گرامی دارد در حالی که منی
که اصل اوست نجس باشد. (سراج الوهاج ص603)
جواز نگاه کردن به عورت زن
نگاه کردن به عورت زن که در آیینه و یا آب منعکس شده باشد با انگیزه شهوت و لذّت بردن مانعى ندارد. (25)
زناشویى با همسر در برابر نگاه دیگران
ابن
حزم مى گوید: اگر در سفر مردى با همسرانش در یک خیمه باشند و او با یکى از
آنان نزدیکى کند در صورتى که عورتش پوشیده باشد این عمل مکروه است. ولى
اگر عورتش مکشوف و در معرض دید باشد حرام. (26)
جواز استفاده زن از آلت مصنوعى
ابن
قیّم جوزى مى گوید: اگر زنى شوهر نداشت و شهوت بر وى غلبه کرد بعضى از
فقیهان ما گفته اند مى تواند از آلت مصنوعى استفاده نماید. (27)
حکم کسى که با تمام بدنش داخل فرج و عورت زن شود
أحمد
بن محمّد صاوى از فقیهان گروه و فرقه مالکى فتوا مى دهد: اگر شخصى با تمام
بدنش داخل عورت زنى بشود نزد ما نصى بر حکم ووظیفه او نیست، ولى جناب
شافعى گفته است: اگر اوّل با آلتش داخل شود بر هر دو غسل واجب است و گر نه
واجب نیست. (28)
و از آن بدتر تراوشات فکرى اسلام شناس سنّت پیشه
دیگر است که گفته است: اگر مردى آلتش را در آلت مرد دیگرى داخل نماید بر هر
دو نفر غسل واجب مى شود. (29)
حکم کسى که داخل شکم همسرش شده باشد
اگر مردى از قسمت پایین بدن همسرش داخل شکمش شود آیا غسل بر وى واجب است، یا نه؟
جواب داده اند: اگر از پاهایش داخل شده باشد غسل واجب است و اگر با سرش داخل شده باشد واجب نیست. (30)
مردی که آلتش را نصف کرده و هر کدام را داخل فرج زنی نماید !
اگر
مردى آلتش را دو نیم نماید یعنى از وسط آن را با وسیله برّنده اى نصف کند
سپس هر کدام را داخل فرج زنى نماید بر آن مرد غسل واجب مى شود ولى بر زنها
واجب نیست. (31) همچنین در همین مصدر آمده است که اگر یکی را در قبل و
دیگری را در دبر داخل کند نیز غسل بر او واجب می شود.
همجنس بازى با مملوک
ابن
سهل أبیوردى شافعی که او را یکی از امامان دنیای خود از حیث علم و عمل و
از بزرگان فقهاء خود می دانند, در فتوایش گفته است: اگر کسى با مملوک خودش
یعنى جوان و مردى که خریده است لواط کند حدّ شرعى بر وى جارى نمى شود ولى
اگر با مملوک دیگرى باشد حدّ جارى مى شود. (32)
جواز لواط !
ابن
قیم جوزیه در کتاب اغاثة اللهفان 2/515 نوشته است که: یکی از علمای اهل
تسنن کتابی در حلال بودن لواط به فتوای مالک نوشته است! و نیز ابن شهر آشوب
نقل کرده است که جاحظ نیز کتابی دارد به نام "دارئة الحد عمن یتعاطی
الغلمان" یعنی برداشته شدن حد از کسانی که با نوجوانان لواط می کنند.
(مثالب النواصب ص50)
غاصب، مالک مى شود
أبو
حنیفه ودیگران گفته اند: اگر کسى انگور را غصب کرد سپس آن را به کشمش
تبدیل نمود شخصى که انگورش غصب شده هیچ حقّى نسبت به کشمش ندارد و غاصب
مالک آن است. (33)
همچنین اگر گندم غصبى به آرد مبدّل شود و یا آهن
تبدیل به شیء دیگرى شود و یا چوب غصبى تبدیل به درب براى خانه شود شخص غاصب
مالک آن خواهد بود و کسى که از او غصب شده است هیچ حقّى نخواهد داشت. (34)
نبیذ پاک و خوردنش حلال !!
نویسنده و مؤلّف فتح القدیر مى گوید: با اینکه نبیذ همانند خمر سکر آور است ولى نوشیدن آن مباح است. (35)
زیرا آنچه که از خرما گرفته مى شود نامش عصاره و جوشانده خرما است نه شراب که بنا بر نظر أبو حنیفه و أبو یوسف حلال است.
ابو حنیفه و ابو یوسف نیز فتوا بر حلیت نبیذ داده اند. (36)
شریک بن عبدالله نیز گفته است که نبیذه مباح است. (37)
همچنین روایت کرده اند از علقمه که عبدالله بن مسعود نیز نبیذ می نوشید. (38)
نیم خورده سگ وخوک پاک و حلال است
اگر
تا کنون شنیده بودید که این دو حیوان نجس و حرام گوشت هستند ولى بشنوید که
رئیس فرقه مالکیها فتوا به پاکى و حلیّت داده است، و مى گوید: سگها و
خوکها طاهر وپاک هستند و نیم خورده آنان نیز پاک و مى شود با آن وضو گرفت و
آن را نوشید واگر پوزه آنان با غذا تماسّ پیدا کرد آن غذا حرام نیست و
دستور به شستن ظرف غذا صرفاً از روى تعبّد است نه دلیل شرعى. (39)
خوردن کرم و حشرات
إمام
مالک رهبر و پیشواى مالکیها خوردن حشرات و حیواناتى مانند کرم و سوسک و
موش و سوسمار ومار و غیر آن را جایز دانسته و بر اساس آن فتوا داده است.
(40)
گوشت حیواناتى که به روش غیر شرعى ذبح شده باشند حلال است
فقیه
و پیشواى شافعیان فتوا به حلّیّت گوشت حیوانی می دهد که به روش غیر شرعی
ذبح شده باشد و می گوید: ذکر نام خدا مستحبّ است نه واجب. و دیگران مانند:
فخر رازى و پیشواى حنبلیان نیز وى را تأیید وهمراهى کرده اند. (41)
و
همچنین عطاء و مجاهد و مکحول و اوزاعی و لیث فتوا داده اند که اگر حیوانی
را مسیحیان برای کلیساهای خود ذبح کنند و یا با ذکر نام مسیح یا صلیب و یا
با اسماء روحانیون و رهبانیون شان ذبح کنند حرام نمی باشد ! (42)
جواز رقص و آواز
با
کمال تأسّف کتابهاى فقهى و روایى مدّعیان پیروى از سنّت و سیره اسلاف
مطالبى را به دین و شرع در ارتباط با رقص و غنا و موسیقى نسبت داده اند که
هر مسلمان با غیرت و متشرّع را شرمنده مى کند.
ماوردی از علمای بزرگ
اهل سنت ابتدا حلّیّت غنا و رقص را به مردم حجاز نسبت داده سپس براى تأیید
به سخن یا سخنانى از رسول اعظم(ص) استناد جسته اند.
در یک حدیث جعلی می گوید: رسول خدا(ص) کنیزى از کنیزان حسّان ثابت را دید که آواز مى خواند فرمود: إن شاء اللّه گناه ندارد !
در
روایت ساختگی دیگری از عائشه نقل می کنند که می گفت: دو کنیز از کنیزان من
مشغول آواز خوانى بودند، ابوبکر وارد شد، گفت: از خانه رسول خدا(ص) صداى
آواز شیطان شنیده مى شود، پیامبر فرمود: ایّام عید و شادى است رهایشان کن !
و از عمر نقل شده است که گفت: آوازخوانى توشه مسافر است.
عثمان نیز دو کنیز داشت که شبها براى وى آواز مى خواندند.
مردم
حجاز که معاصر با صحابه پیامبر و فقیهان بزرگ بودند فراوان از رقص زنان و
آوازخوانى آنان بهره مى بردند و اگر منع شرعى داشت باید آنان را نهى مى
کردند که چنین نکرده اند.
نقل شده است که عبد اللّه بن جعفر زنان
آوازخوان و رقّاصه زیادى داشت، معاویه از این خبر آگاه شد، به عمرو عاص
گفت: مرا نزد عبد اللّه ببر، وقتى که بر وى وارد شدند، کنیزان مشغول رقص و
آوازخوانى بودند، به آنان دستور داد تا ساکت شوند. معاویه گفت: آنان را باز
گردان تا آواز به خوانند، کنیزان باز گشتند و به کارشان ادامه دادند،
معاویه که بر تخت نشسته بود به وجد آمده بود و پاهایش را حرکت مى داد، عمرو
عاص او را از این عمل نهى کرد، معاویه گفت: رهایم کن، خداوند نیز بسیار
شاد است. (43)
تغییر سنّتها به بهانه ضدّیّت باشیعه
انگشتر
نویسنده
کتاب هدایه که حنفى است مى نویسد: انگشتر در دست راست سنّت و مشروع است
ولى چون رافضیان (شیعه) اینگونه استفاده مى کنند، ما اهل سنّت انگشتر را در
دست چپ قرار مى دهیم. (44)
و اوّل کسى که این سنّت را تغییر داد و با سنّت مخالقت نمود معاویه بود. (45)
تحت الحنک
در
باره شیوه و نوع بستن و استفاده عمامه دستور و سفارش وجود دارد مخصوصاً
رها کردن یک طرف عمامه و شال سر (تحت الحنک)، که آیا از طرف راست قفسه سینه
باشد یا چپ آن.
حافظ عراقى در بیان کیفیّت آن گفته است:
آیا رها کردن آن از طرف چپ مشروعیّت دارد آنگونه که امروز رایج است یا طرف راست که شرافت در آن است؟
پاسخ
مى دهد: دلیلى که بر تعیین سمت راست باشد ندیده ام مگر حدیثى ضعیف که
طبرانى نقل کرده است، و در صورت اثبات آن شاید به اینگونه باشد که از سمت
راست رها شود سپس از روى قفسه سینه بگذرد و بر شانه چپ قرار گیرد همانگونه
که عدّه اى چنین مى کنند، ولى چون شعار و علامتى بین شیعیان شده است باید
آن را ترک کنیم تا به آنان تشبیه نشویم. (46)
ساختن قبور
غزالى
و ماوردى که هر دو از فقیهان شافعى مذهب هستند گفته اند: هم سطح قرار دادن
قبر مردگان دستور و سنّت شرع مقدّس است (یعنى کمى بلندتر از سطح زمین و
صاف و بدون برآمدگى باشد) و چون شعار و از نشانه هاى رافضه (شیعه) قرار
گرفته است ما اهل سنّت باید قبر هارا به حالت تسنیم در آوریم و بسازیم.
(یعنى بر آمدگیهایى مانند کوهان شتر).
محمّد بن عبد الرحمن دمشقى مى
گوید: سنّت در ساختن قبر تسطیح (هم سطح) است و از تسنیم بهتر است، شافعى
نیز همین عقیده را بر گزیده است، ولى سه پیشواى دیگر اهل سنّت (أبو حنیفه،
مالک وأحمد) تسنیم را اختیار کرده اند، چون تسطیح شعار شیعیان است. (47)
نماز میّت
عبد
اللّه مغربى مالکى گفته است: زید با پنج تکبیر بر جنازه اى نماز خواند، و
رسول خدا(ص) نیز چنین مى کرد، ولى این روش اکنون ترک شده و به چهار تکبیر
اکتفا مى کنند زیرا شعار شیعیان است. (48)
عاشورا و عزادارى
اسماعیل
بروسوى در کتاب تفسیرش آورده است: مستحب است در روز عاشورا اعمال و کارهاى
نیک مانند صدقه دادن روزه گرفتن و ذکر و یاد خدا را انجام دهید و سزاوار
نیست که مؤمنان به یزید ملعون و شیعیان و خوارج شباهت پیدا کنند، یعنى
نباید روز عشورا را مانند یزید عید و یا مانند شیعیان روز عزادارى و غم و
اندوه قرار دهید.
هر کس در آن روز سرمه به چشمش بکشد به یزید و پیروان
او شباهت یافته است اگر چه براى سرمه در آن روز دلیل و مدرک داریم ولى ترک
سنّت وقتى که شعار اهل بدعت شد خود سنّت است مانند انگشتر در دست چپ قرار
دادن.
و کسى که روز عاشرا یا اوّل محرّم مقتل و داستان شهادت حسین
را به خواند به روافض و شیعیان اقتدا کرده است مخصوصاً اگر با حزن و اندوه
همراه باشد.
و اگر خواست مقتل خوانى کند باید همراه یاد و نام دیگر صحابه باشد.
امام
غزالى گفته است: حکایت و نقل مقتل حسین بر واعظ و غیر او حرام است، زیرا
موجب بغض و دشمنى و سرزنش صحابه که اعلام و بزرگان دین هستند مى شود و آنچه
بین آنان از اختلافات و قتل و اسارت پیش آمده است باید توجیهى صحیح براى
آن بیان شود چون امکان دارد این حوادث به جهت اشتباه در اجتهاد باشد نه
براى طلب ریاست و دنیا پرستى!!!!!. (49)
مسافرت براى زیارت پیامبر (ص) سفر معصیت است!
ابن
تیمیّة در یکى از فتواهایش مى گوید: مسافرت به قصد زیارت قبر رسول اللّه
(ص) جایز نیست و سفر معصیت و گناه است، زیرا مسلمانان بر حرمت آن اتفاق
دارند و چنین مسافرتى مشروع نیست. (50)
مسافر در روزه گرفتن و نه گرفتن آزاد است
رهبران و پیشوایان چهار مذهب فقهى اهل سنّت مسافر را در سفرش در صورتى که شرایطش محقّق باشد بین روزه و افطار آزاد مى دانند.
ولى اینکه کدام بهتر است اتّفاق نظر ندارند.
أحمد و إسحاق روزه نگرفتن را بهتر دانسته اند اگر چه روزه براى مسافر بدون مشقّت و سختى باشد.
مالک و سفیان ثورى وابن مبارک روزه را در صورت توانایى بهتر مى دانند.
شافعى و ابوحنیفه روزه را بهتر و آن را به نبودن مشقّت مقیّد کرده اند. (51)
جواز وضو ساختن با شراب !
سید شریف مرتضی در کتاب الناصریات خود با ذکر اسناد عدیده می نگارد: ابوحنیفه و محمد فتوی به وضو گرفتن با شراب داده اند. (52)
سفیان ثوری گفته است: وضو و غسل کردن با شراب خرما جایز است.
یکی
دیگر از بزرگان اهل سنت, حمید صاحب الحسن بن حی می باشد که پا را فراتر
گذارده و اینگونه فتوا داده است: با شراب خرما مخصوصا, می توان وضو و غسل
واجب انجام داد. حال چه در سفر و چه در وطن, آبی برای وضو و غسل داشته یا
نداشته باشد. (53)
در جای دیگر اوزاعی گوید: وضو گرفتن با هرنوع شرابی برای نماز جایز است. (54)
بطلان وضو با دست زدن به شیعه !
شافعی
که جواز وضو با آب نیم خورده سگ را قاتل است در جای دیگر اینگونه فتوی می
دهد: بر ما واجب است هنگامی که وضو می سازیم با آن رطوبت, به رافضی (شیعه)
دست نزنیم. در غیر این صورت باید مجددا طهارت حاصل کنیم. (قابل توجه این
است که به عقیده وی, آب نیم خورده سگ برای وضو گرفتن اشکالی ایجاد نمی کند
اما تماس با شیعه در حین وضو گرفتن وضو را باطل میکند.) (55)
جواز سجده بر مدفوع سگ
بزرگان
اهل سنت که شیعه را از سجده بر روی مهر و تربت منع می نمایند, سجده بر
مدفوع و فضله سگ را جایز می دانند ! کتاب قواعد الاحکام نقل میکند:
ابوحنیفه و یکی از بزرگان چهارگانه اهل سنت سجده نمودن در نماز بر فضله سگ
را جایز دانسته است. (56)
سجده با بینی به جای پیشانی !
در
کتاب الصراط المستقیم آمده است که: ابوحنیفه جایز می دانست به جای سجده با
پیشانی, سجده با بینی را ! (یعنی به جای اینکه پیشانی را روی زمین یا فرش
یا مدفوع انسان یا مدفوع سگ بگذارد, نمازگزار می تواند بینی خود را بر زمین
یا هر چیز دیگری بگذارد.) (57)
در وضو "ترتیب" شرط نیست !
می
دانیم که در وضو شرط اول صحت وضو, ترتیب است. یعنی اول باید صورت راشست,
بعد دست راست و دست چپ و مسح سر و مسح دو پا. اما ابوحنیفه و مالک فتوی به
عدم وجوب ترتیب بین اعضاء در وضو داده اند.
نماز جماعت به امامت هر فاسق و فاجر
بسیاری
از راویان و محدثان اهل سنت این روایت را به دروغ به رسول خدا صلی الله
علیه و اله نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: پشت سر هر نیک و بدی نماز
بخوانید! (58) از این رو, فقهای اهل سنت طبق این روایت فتوا داده اند که
عدالت در امام جماعت شرط نیست. (59)
ابن حزم اندلسی در کتاب الفصل
فی الملل و النحل می گوید: گروهی بر این اعتقادند که نماز را جز به امامت
شخص فاضل (کسی که جمیع شرایط امامت در نماز از جمله عدالت را دارا باشد)
نمی توان برگزار کرد. این قول خوارج و زیدیه و رافضی ها است. و همه اصحاب
پیامبر ص بدون اختلاف و تمام فقهای تابعی و بسیاری از افراد بعد از آنها و
همه اهل حدیث که این سخن احمد بن حنبل, شافعی, ابوحنیفه, داود و دیگران است
نماز پشت سر فاسق را جایز دانسته اند. ما نیز به این معتقدیم و هر که خلاف
آن را بگوید بدعتی گزارده است. (60)
و تفتازانی در شرح عقائد نسفیه
میگوید: نماز پشت سر هر شخص نیک و بدی میتوان گذارد به خاطر حدیث پیامبر ص
و نیز به خاطر اینکه علمای اهل سنت پشت سر هر فاسق و اهل هر نوع هوی و هوس
(اگرچه آن کس زناکار و یا لواط کننده ویا شرابخوار باشد) نماز گذارده اند.
(61)
خروج از نماز با خارج کردن باد معده !!
سلام
نماز یعنی گفتن: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و خروج صحیح از نماز.
حال ابوحنیفه فتوای دیگری دارد و آن اینکه نمازگزار میتواند به جای گفتن
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته با خارج ساختن باد از معده از نماز خارج
شود.
صاحب کتاب قواعد الاحکام 1/118 و ارشاد الاذهان 1/138 و مختلف
الشیعه 1/118 می نگارد: جایز است به جای سلام در نماز واجب بعد از تشهد,
جایز است اخراج ریح (باد معده) کند و به جای خواندن حمد یک آیه کفایت حتی
اگر به صورت ترجمه (نه لفظ عربی) باشد !
فرزند شوهر دوم فرزند شوهر اول می شود!
در
کتاب مناظره حنفیه با شافعیه آمده است که: ابوحنیفه می گوید اگر شوهر زنی
مدت زمان غایب گردد و مدتی از او خبری یافت نشود. و خبر مرگ او را بیاورند و
او پس ازتمام شدن عده شوهرش ازدواج کند و فرزندی بیاورد آنگاه پس از مدتی
شوهر اول پیدا شود و برگردد, فرزندهای حاصل از ازدواج دوم نیز از آنِ شوهر
اول می شود ! (62)
خدا را ببینید !
از
حنبلی مشهور است که خدا را جسم می داند. (63) و میگوید: خدا بر عرش نشسته و
از عرش به مقدار چهار انگشت بزرگتر است, یا عرش از او به آن مقدار بزرگتر
است و در هر شب جمعه در حالی که سوار بر خری می باشد از آسمان دنیا بر بام
مسجدها فرود می آید و به شکل و شمایل پسری بی مو و خوش صورت که موهایی مجعد
(پیچیده) و کاکل به سر دارد و دو نعلین در پا دارد که بندهای آن از
مروارید آبدار است. (64)
به همین سبب قبل از این علمای حنبلی,
آخورهایی در پشت بام های منازل خود می ساختند و در آنها کاه و جو می ریختند
که شاید مرکبی که خدا سوار بر آن است مشغول به خوردن آنها شود و به این
جهت خدا قدری در آنجا توقف نماید ! (65)
--------------------------
اسناد:
(1)
صحیح مسلم 2 / 1076 الرضاع ، ب 7 ح 1453 ( ستة أحادیث)، سنن أبی داود 2 /
223 ح 2061، صححه الألبانی فی صحیح سنن أبی داود 2 / 388 ح 1815، سنن
النسائی 6 / 413 - 415 ح 3319 - 3325، صححه الألبانی فی صحیح سنن النسائی 2
/ 698 ح 3112 - 3118، سنن ابن ماجة 1 / 625 ح 1943، صححه الألبانی فی صحیح
سنن ابن ماجة 1 / 328 ح 1579، سنن الدارمی 2 / 158، الموطأ ، ص 323 ح
1284، مسند أحمد بن حنبل 6 / 201 ، 255 ، 271، السنن الکبرى 7 / 459 ، 460،
المعجم الکبیر للطبرانی 24 / 289 - 292 ح 737 - 742 .
(2) المحلى 10 / 202، وراجع بدایة المجتهد 2 / 36.
(3) کتاب الأمّ: 5/30.
(4) الایضاح - الفضل بن شاذان الأزدی ص 92.
(5) تبیین الحقائق: 2/112.
(6) رمز الحقائق: 1/143، نفحات الأزهار: 4/248.
(7) غرائب القرآن: 4/172
(8) المغنی لابن قدامة 9 / 117
(9) المغنی لابن قدامة: 6/430-432
(10) الفقه الإسلامی للزحیلی 7 / 683
(11) طبقات الشافعیة الکبری لتاج الدین علی بن عبد الکافی: 5/136-145
(12) البحر الرائق: 3/16
(13) الایضاح - الفضل بن شاذان الأزدی ص 92.
(14) المغنی لابن قدامة 7 / 485 , المغنی لابن قدامة 7 / 485, مناقب الإمام الشافعی ، ص 532
(15) المغنی:10/155-152. المبسوط: 9/85.
(16) المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص 20 / ط دار الفکر
(17) المحلى لابن حزم / ج11 / ص251/ ط دار الفکر بتحقیق أحمد شاکر
(18) المغنی لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفکر الأولى 1405 هـ
(19) الکامل فی التاریخ: 8/307ـ308.
(20) المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .
(21) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی
(22) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 392 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی
(23) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی
(24) المحلى لابن حزم / ج11/ ص392 / ط دار الفکر بتحقیق أحمد شاکر
(25)
الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب النکاح / مبحث فیما تثبت فیه
حرمة المصاهرة / ص848 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم / بیروت
(26)
الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب النکاح ج هل للزوج أن یجمع بین
زوجاته فی بیت واحد وفی فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم ج
بیروت.
(27) بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905.
(28) حاشیة الشرح الصغیر على أقرب المسالک للصاوی / ج2 / ص 164 / ط مصر1392 ه / کذلک فی حاشیة الدسوقی على الشرح الکبیر / ج1 / ص5
(29) حواشی الشروانی - دار الکتب العلمیة / ج1 / ص 259 / کذلک فی حاشیة السجا - دار الفکر / فصل فی موجبات الغسل .
(30) الخلاف لعبد الجلیل عیسى / صفحة 90.
(31) حواشی الشروانی على تحفة المحتاج لعبدالحمید الشروانی / ج 1 / ص 260 / کتاب الطهارة / ط دار إحیاء التراث.
(32) طبقات الشافعیة الکبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانیة 1992
(33) الفقه الإسلامی للزحیلی 5/726 و 727
(34) المجموع 14/272
(35) فتح القدیر 9 / 30
(36) الهدایة 8 / 31, الإستذکار 24 / 304، المبسوط 24 / 12
(37) فتح القدیر 8 / 31
(38) حدثنا الأعمش عن إبراهیم عن علقمة أنه شرب عبد الله بن مسعود.شرح منهاج الکرامة - العلامة الحلی ص صفحة 111.
(39) المغنی لابن قدامة: 1 / 70.
(40) المغنی لابن قدامة 11 / 65، رحمة الأمة فی اختلاف الأئمة ، ص 251
(41)
المغنی لابن قدامة 11 / 34، المحلى 6 / 87، وذکر الفخر الرازی هذا المسألة
فی مناقب الإمام الشافعی ، ص 535 وانتصر للشافعی فیها .
(42) اقتضاء الصراط المستقیم ، ص 254 .
(43) الحاوی الکبیر للماوردی 21 / 22 - 204 .
(44) عن الصراط المستقیم 2 / 510، ومنهاج الکرامة ، ص 108، الغدیر 10 / 210 .
(45) ربیع الأبرار للزمخشری 4/24.
(46) شرح المواهب للزرقانی: 5/13.
(47) رحمة الأمة فی اختلاف الأئمة ، ص 155 .
(48) عن الصراط المستقیم 2 / 510 .
(49) روح البیان: 2/142.
(50) قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة ، ص 73، اقتضاء الصراط المستقیم ، ص 430
(51) راجع أقوالهم فی سنن الترمذی: 3 / 90 ، الفقه على المذاهب الأربعة 1 / 575 ، بدایة المجتهد 1 / 296 .
(52) سنن کبری بیهقی 1/9, سنن ترمذی 1/147, سنن ابوداود 1/121, سنن ابن ماجه 1/135, سنن دارقطنی 1/78, مصنف ابن ابی شیبه 1/25.
(53) کتاب طهارت سید خوئی ص38
(54) المجموع محیی الدین النووی 1/93
(55) الاربعین ص652
(56) قواعدالاحکام 1/118
(57) الصراط المستقیم ص99
(58) کنزالعمال 6/54, جامع الصغیر 2/45, السنن الکبری 4/19, کشف الخفاء 2/29, سنن دارقطنی 2/44
(59)
کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة 1/409 آراء ائمه چهارگانه اهل سنت درباره
شرایط امام جماعت ذکر شده و ابداً سخنی از عدالت به میان نیامده است.
(60) الفصل فی الملل و الاهواء و النحل, ابن خرم اندلسی 4/176
(61) شرح عقاید نسفیه, مسعود بن عمربن سعدالدین تفتازانی 1/186
(62) مغنی ابن قدامه 8/66, انوار نعمانیه 4/158
(63) منهاج السنة 1/216
(64) کامل ابن اثیر 8/308
(65) کامل ابن اثیر 8/429